مراد على شمس

188

با علامه در الميزان ( فارسى )

اسلام از بزرگ‌ترين خطرهايى است كه انسان را تهديد مىكند . از جهت ديگر يكى از مهم‌ترين مقاصد شارع اسلام زياد شدن نسل مسلمانان مىباشد تا بدان زمين به دست اجتماع مسلمانى افتاده و شرك و فساد را براندازند . پس اين جهات و امثال آن موارد اهتمام شارع بوده و باعث شده كه شارع اسلام حكم جواز تعدد زوجات را تشريع كند ، نه ترويج امر شهوت‌رانى و ترغيب مردم به اينكه در شهوات غرق شوند . اگر اشكال‌كنندگان به اسلام درخصوص تشريع اين حكم انصاف مىداشتند بايد لبهء تيز حملات خود را متوجه بانيان تمدن غرب مىكردند و جا داشت اين تمدن را به ترويج فحشا و ترغيب مردان به شهوترانى متهم سازند ، نه اسلام را كه اجتماع را بر پايهء سعادت دينى قرار داده است . علاوه بر اينكه تجويز تعدد زوجات شعلهء حرص را كه از لوازم محروميت است تسكين مىدهد ، هرمحرومى حريص است ، ممنوع محبوس ، همّى جز اين ندارد كه پردهء منع و حرمان را به درد ، شخص مسلمان گرچه يك زن هم داشته باشد ولى آرامش دل دارد ، زيرا خود را از گشايش در كار قضاء شهوتش اگر روزى بر او سخت شد ممنوع نمىبيند و اين خود نوعى تسكين جهش نفس و جلوگيريش از ميل به فحشاء و هتك نواميس حرام مىباشد . در ميان غربىها بعضى از نويسندگان رعايت انصاف را نموده و گفته‌اند : در اشاعهء زنا و فحشا بين ملت‌هاى مسيحى مذهب ، هيچ عاملى نيرومندتر از تحريم تعدد زوجات به وسيله كليسا نبوده است . ( مستر جان ديون پورت انگليسى در كتاب عذر به پيشگاه محمد صلّى اللّه عليه و آله و قرآن « ترجمهء فاضل دانشمند